هوش مصنوعی کلمه ای آشناست که امروزه در فضای مربوط به تکنولوژی و فناوری ها بیشتر با آن رو به رو هستیم.

در این مطلب قصد داریم به صورت کلی به معرفی و بررسی هوش مصنوعی بپردازیم.

هوش مصنوعی

 

رایانه های اولیه با محاسبات عددی در ارتباط بودند. رایانه های کنونی علاوه بر محاسبات عددی، با استدلال بر مبنای دانش نیز درگیرند.

با فناوری های هوش مصنوعی که آن را به اختصار AI (مخفف Artificial Intelligence) می نامیم، نقش رایانه ها از وسیله ای مفید به وسیله ای ضروری و حیاتی تغییر میکند.

 

هدف هوش مصنوعی این است که رایانه ها را به انجام کارهایی که بشر مایل است در آن ماهر باشد، وادار کند. از جهتی هوش مصنوعی سعی دارد رایانه ها را به رفتار زیرکانه تر وادار کند.

نام AI را جان مکارتی در دهه 1960 ابداع کرد. وی طراح یکی از زبان های برنامه نویسی AI به نام LISP میباشد.

از او به عنوان پدر علم و دانش تولید ماشین های هوشمند یاد میشود.

در حقیقت AI فاصله میان دانشمندان علوم رفتاری و دانشمندان رایانه را پر میکند.

 

چیزی که در مورد رایانه میدانید این است که مجموعه ای است از دستورات نوشته شده به زبان برنامه نویسی که همواره به طور دقیق اجرا میشود.

بنابراین دانشمندان علوم انسانی میتوانند نظریه های خود را در مورد رفتار بشر با تبدیل قوانین آنها به برنامه های رایانه ای محک بزنند و ببینند آیا رفتار رایانه در اجرای این برنامه ها، شبیه رفتار طبیعی بشر یا حداقل زیر مجموعه کوچکی از رفتار بشر است یا خیر.

 

دانشمندان علوم رایانه میتوانند رفتار بشر را الگوی کار خود قرار دهند و به وسیله مقایسه آن با برنامه نویسی، توانایی های خود را ارتقاء بخشند؛ مثلاً اینکه آیا میتوانیم برنامه رایانه ای مطابق با کاری که شخص انجام میدهد بنویسیم ؟

 

نام AI نامی برخواسته از احساسات است؛ هر چند اکنون جا افتاده و بعید است تغییر کند.

اینکه آیا موجودات بشری فقط “ماشنی های گوشتی” خیلی پیچیده اند،

آیا به لحاظ نظری امکان دارد هوش مصنوعی واقعی ایجاد کرد،

آیا یک برنامه رایانه ای واقعاً میتواند مانند انسانی کامل رفتار کند، مباحث جذابی هستند …

البته مسلم است که رفتار بشر به مراتب از آنالیزهای رایانه ای پیچیده تر است؛ اما کسی که در حوزه هوش مصنوعی مطالعه میکند، خود را درگیر اینگونه باورها نمیکند.

 

در حقیقت تنها واقعیت تصدیق شده در مورد هوش مصنوعی این است که موجودات بشری نسبت به چیزی که آنالیزهای رایانه ای در نظر میگیرند پیچیده تر هستند.

پیشگویی هایی نظیر اینکه هوش مصنوعی مشابه انسان به زودی ساخته میشود، اغلب فقط پیروی کردن از احساسات و عواطف رسانه هاست و تا این لحظه درستی آن ثابت نشده است.

چنان که میدانیم برنامه فضایی که منجر به نشستن سفینه روی کره ماه شد، هرگز به هدف خود یعنی اقامت انسان در ماه منجر نشد؛ بلکه به پیشرفت تکنولوژی فضایی منجر شد.

به نظر میرسد در مورد هوش مصنوعی نیز چنین باشد، یعنی منافع واقعی در تحقیق در این زمینه به سمتی حرکت میکند که در کل باعث پیشرفت علم رایانه میشود.

 

تفاوت هوش مصنوعی و هوش انسان

هوش انسان قادر به مشاهده، تجزیه و تحلیل مسائل و قضاوت در موارد گوناگون است؛ اما هوش مصنوعی بر اساس برنامه ها، قوانین و رویه های از پیش تعیین شده در آن، تفکر میکند و کار مربوط به خود را انجام میدهد.

 

در موارد خاص، اغلب تحقیقات AI با مشکلات برنامه نویسی خاصی مواجه شده است.

بسیاری از مفاهیم در طراحی زبان برنامه نویسی و روش شناسی که اکنون در علوم رایانه عمومیت دارد، از برنامه نویسی هوش مصنوعی نشأت گرفته اند.

 

به طور کلی هوش مصنوعی به دنبال ایجاد ماشین هایی است که بدون نیاز به انسان قادر به فکر کردن بوده و نیز دارای احساسات باشند، یا حداقل به وجود خود و احساسات خود واقف باشند.

اما هوش انسان به مراتب قوی تر از آنالیزهایی است که در هوش مصنوعی انجام میشود.